خرید بک لینک
به نام خالق هستی. همانطور که گفتیم با قرار گرفتن روح انسان در بدن خاکی یک سری حجابها بین او و خدای خویش قرار گرفت... این حجاب ها آنقدر او را از مقام اصلی او که همان روح القدس است تنزل پیدا کرده که گویی حقیقت اصلی او همین بدن خاکی است و این وظیفه انسان است که با راهنمایی های خدای خود بتواند این حجاب هارا از خود پرده بردارد و به مقای خویش تقرب جوید... در تنزل یافتن مقام انسان دو حجاب اساسی بر او وارد شده است حجب ظلمانی حجب نورانی ولی اصل حجابها همان حجب های ظلمانی است که همان اسارتهای بدن مادی و نیاز او به دنیای مادی است...مهم ترین حجب های ظلمانی عبارت اند از حجاب بدن :مهم ترین حجاب که حجب های دیگر ب واسطه این ایجاد شده است...و آن قرار گرفتن روح در بدن خاکی و مادی است... حجاب کفر حجاب شرک حجاب عناد حجاب اخلاق حجاب عقاید حجاب عادات حجاب اوهام حجاب تعلقات هرکدام از این حجاب ها توضیحی مفصل دارد که در حوصله وبلاگ نیست و تحقیق را به اهلش میسپاریم... لازم ب ذکر است که خارج شدن از هرکدام حجابها راه و روش خود را می طلبد و این طور نیست که با یک روش واحد از تمام حجابها خارج شد... برگرفته

برچسب: نویسنده: سارا خوشنام تاريخ: شنبه 16 بهمن 1395 ساعت: 8:03

به نام خالق هستی. قل انماأعظکم بواحدة أن تقوموالله مثنی وفردی ثم تتفکروامابصاحبکم من جنةان هو الانذیرلکم بین یدی عذاب شدیدای پیامبر بگومن شمارا موعظه میکنم به یک کلمه و آن اینکه:قیام کنید برای خدا باهمدیگروبه تنهایی و دراین أمر فکر کنیدکه صاحب شما (پیامبر)جنون ندارد وحقیقت جز این نیست که اوفرستاده خداست وشمارا از عذاب سختی که درپیش است میترساند.. آیه ۴۶سوره مبارکه سبأ...آیه بالا ب نظری شاید کلهم هدف قرآن را به انسان گوشزد میکند... بویژه عبارت اعظکم بواحدة ان تقوموالله مثنی وفردی خدا خطاب ب پیامبر که ب مردم بگو شمارا نصیحت میکنم به کلمه واحده...کلمه واحده یعنی اصل حرف خدا و حجت هایش و خدا میگوید تمام آنچه ما میگوییم برای یک هدف است...در این آیه آن هدف قیام برای خدا معرفی شده است.. اولا باید درنظربیاوریم که کلمه قیام همیشه به معنی بپاخاستن برای رزم و جنگ نیست و قیام صرفا یعنی خروج در جهت انجام کاری یا هدفی یا بپاخاستن به نیت خاصی...چه موعظه ای بالاتر از موعظه خدا...حرف خدا این است که ای انسان بپاخیز برای خدا جمعی و تک نفری...صراحتا پیداست که یعنی در تنهایی و درجامعه کارت و قیام باید بر

برچسب: نویسنده: سارا خوشنام تاريخ: شنبه 16 بهمن 1395 ساعت: 8:03

به نام خالق هستی. وکأین من آیه فی السموات والأرض یمرون علیها وهم عنها معرضون ومایؤمن أکثرهم بالله الاوهم مشرکون...آیه ۱۰۵ و ۱۰۶ یوسف...ترجمه:چه بسیار آیات و نشانه هایی است در آسمانها وزمین که این مردم برآنهامیگذرند ولی ازانها روگردانند وبخود نمی آیند و اکثر مردم به خدا ایمان نمی آورند مگر درحالیک مشرک اند...ظاهر ایه را ک نگاه میمنیم فکرمان می رود به مشرکان و کافران که مسلمان نشدند و درغفلتند...درحالیک باتوجه ب تفسیر آن بیشتر موردتوجه اکثر صاحبان ایمان است که خود را مؤمن و یا دیگران آنهارا مؤمن میخوانند... تمام آیات قرآن نوعی متنبه کننده است...طالب واقعی اولا سعی میکند واحبات شرعیه را به نحو صحیح انجام دهدو همین مداومت اورا ب مرحله یقظه میرساند که در وجود شخص تحول ایجاد شده و عطش او چندین و چندین برابر شده و اورا در راه خدا مقیدتر میکند...کسیک امسالش با پارسالش چندین تفاوتی ندارد فکر نمیکنم بشود اورا مومن نامید..چون مومن اصولا کسی است که ترقی هدف اوست..ن اینکه به چندی اعمال بسنده کرده و عمر خودرا میگذراند هرچند که به واجبات عمل کرده باشد...اگر کسی واقعا ب شرعیات عمل کند لطف خدا شامل ح

برچسب: نویسنده: سارا خوشنام تاريخ: شنبه 16 بهمن 1395 ساعت: 8:03

بنام خالق هستی این همه از مقامات انسانی حرف است قرار است ما به کجا برسیم نهایتا؟ والاترین هدف یک انسان دراین دنیا چیست؟ باید بدانیم که انسان با توجه به آنکه اصلیت آن نشأت گرفته از ذات احدیت و خداوند باری تعالی است لذا مقصود اصلی انسان تقرب به ذات اصلی خود است...حالا این ذات اصلی چیست که از آن حرف است؟؟؟ باقرارگرفتن نفخت من روحی در کالبد خاکی و مادی بین انسان و حقیقت اصلی اش یک سری حجب ها قرار گرفت و در دنیای مادی پای گذاشت... حجب ها مراتب مختلف و از رنگ و خصوصیتهای مختلف است که برای بارگشت به سوی حضرت حق هرکدام راه و روش و مجاهدت و ریاضت خودرا می طلبد واینطور نیست که همه آنها با یک سری اعمال کنار زده شود... انسان پای در دنیا گذاشت...این جسم مادی برحسب مقتضیات و قوانین الهی مسلما نیازمند چیزهای مختلف است ک این نیازمندیهارا در روح جایی نیست و حرف دل روح چز دیگری که اصل ذات خود باشد میباشد.... مثلا یکی از بزرگترین حجب ها حجاب تعلقات است... اینک انسان در دنیا ب خیییلی از چیزها تعلق و علق دارد و به همین راحتی نمیتواند از آنها دل بکند.. مسلما حرف نفس انسان این است که با بها دادن به این

برچسب: نویسنده: سارا خوشنام تاريخ: شنبه 16 بهمن 1395 ساعت: 8:03

به نام خالق هستی قل انماأعظکم بواحدة أن تقوموالله مثنی وفرادی................عذاب شدید آیه ۴۶سوره سبأای پیامبر بگو من شمارا موعظه میکنم به یک کلمه و آن اینکه قیام کنید برای خدا جمعی و فردی...آیه بالا که از کلمه واحده از آن یاد کردیم میگوید قیام کنید برای خدا... تشبیه: همانطور که میدانیم زمانیکه قیامی برای مردم واجب میشود در عین زمان باید تکلیف انجام شود مثلا زمانیکه جنگی رخ میدهد و قیام برای مسلمانان واجب میشود بابد در زمان حال انجام تکلیف کنند وطرف نمی تواند بگوید من فردا اقدام میکنم.من یک هفته دیگر میروم جنگ و... در این آیه هم میگوید قیام کنیدبرای خدا یعنی در عین زمان و در زمان حال و هرگونه تأخیر در انجام آن خلاف فرمان الهی خواهد بود...حالا این قیام در مراتب پایین تر وحداقلی یعنی انجام دادن واجبات و ترک محرمات..ولی مراتب بالایی آن تمام ابعاد بندگی را شامل میشود...باید بدانیم که بسیاری از اهالی جهنم و حتی مومنان اهل تسویف هستند یعنی کسانیکه امروز و فردا میکنند و باهمین حرفها عمر خودرا تباه میکنند حالا هر انسانی در مرتبه خود دچار این اغوای شیطانی میشوند یک نفر با گناهان و یک نفر دیگ

برچسب: نویسنده: سارا خوشنام تاريخ: شنبه 16 بهمن 1395 ساعت: 8:03

به نام خالق هستی. خواهشا به دقت بخوانید باید بدانیم که خواهش های نفسانی آنچه برداشت ما از آن است نیست بلکه خییلی فراتر از این امورات است...اگر دقت کرده باشیم استاد شجاعی نیازمندیها و تعلقات روزمره ما از جمله نیازمندیهای طبیعی را نیز جزو خواهش های نفسانی میدانند و اصولا آنچه را که مارا آرام میکند و ما آنهارا برای خود خوش میدانیم همه از خواهش های نفس است..نیازمندیعای طبیعی حتی شامل خوردنیها.خوابها..گفتنها..رفتارها..دیدنها..شنیدنیها و.. همه میتواند از امورات نفسانی وخواسته نفس باشد منتهاش هرکسی در مرتبه خود از آنها متوجه میشود یک نفر در مرتبه محرمات آنهارا درک میکند. یک نفر در مرتبه مکروهات آنهارا درک میکند ودر نهایت یک نفرهم در مرحله مباحات نیز متوجه خواهش های نفس میشود..مباحی که ما گناه نمیدانیم ممکن است برای شخصی همانند گناه برایش مهم باشد(دقت شود).گرچه سخت است اما یک واقعیت عینی است راه تقرب واقعی در انجام عکس خواهش نفس خواهد بود...انسانها باتوجه به شفافیت و تطهیر بودن روح شان متوجه خواهش های نفس خواهند شد... شایان ذکر است که معصومیت پیامبران و امامان نیز نشأت گرفته از خاصیت روحی آ

برچسب: نویسنده: سارا خوشنام تاريخ: شنبه 16 بهمن 1395 ساعت: 8:03

به نام خالق هستی. مطلبی است در باب خواهشها وتمایلات نفسانی... زمانیکه خداوند از سرشت خود در جسم خاکی دمید و اورا در دنیای مادی قرار داد این جسم براساس قوانین و مقتضیات دنیای مادی نیازمندیهای بسیاری برای بقا درخود نیاز دید از جمله خوردن.نوشیدن.خوابیدن.و... ابن درصورتی است که روح انسان چنین نیازهایی ندارد یعنی روح ما نیاز ب خوردن و آشانیدن و خوابیدن و...ندارد و نیازمندیهای جسم و روح باهم فرق دارد... لذا خداوند برای اینکه روح ما نیز از غذاهای خود محروم نشود یک سری اعمال را برای انسان در دنیای مادی واجب کرد تا انسان فقط ب جسم خود رسیدگی نکند چرا ک جسم فقط برای زندگی در دنیای مادی لست و ما در آن دنیا یک زندگی أبدی داریم که ان زندگی از آن روح ما است و نه جسم ما... لذا ما هرچه ب جسم مان برسیم و از روح مان غفلت کنیم در اصل داریم ظلم ب دنیای آخرت مان میکنیم. .. لذا هرچه ما ب نعمتهای دنیایی علاقمند بشیم باعث میشود از علاقمندیهای معنوی محروم بشویم... نفس انسان کارش این است که انسان را وسوسه ب لذتهای دنیوی و زودگذر کند و در اصل نفس وسیله ای است برای شیطان که مارا از خدای خود غافل کند... دستو

برچسب: نویسنده: سارا خوشنام تاريخ: شنبه 16 بهمن 1395 ساعت: 8:03

به نام خالق هستی. سلام و عرض ادب... در بیان مطالبی که قبلا ذکر کردیم مطلبی است در باب انسان و اصل خود... یک مثال: پشه ای به حضرت سلیمان از باد شکایت کرد که اورا ظلم میکند و مرا با اختیار به این و آن سو میبرد حضرت ب او گفت برو به شاکی خود بگو حاضر شود تا میان شما حکم و داوری کنم.پشه گفت شما این کارا با اراده خود انجام بده سلیمان ع گفت باشه وهمچین ک باد را آمد حاضر کند پشه سریع فرار کرد...ب نظرتون چرا؟ بله چرا که بودن باد در کنار پشه امکان پذیر نخواهد بود وجاییکه باد باشد پشه را راهی برای ماندن در کنار او نیست و همچنین برعکس با بودن پشه باد را راهی نیست...مولوی این داستانرا برای رابطه انسان با خدا نقل میکند یعنی برای لقاءالله با وجود بودن خود و أنانیت امکان پذیر نمی باشد.. توضیح اجمالی: تا حالا ب این توجه کرده ایم که هر چه گناه وجود دارد بر می گردد به بها دادن به خود و نفس آدمی.. شما هر گناهی را درنظر بگیری چیزی نیست جز مهیاکردن امکانات برای نفس و خود و أنانیت... لذا سفر ب سوی خدا در اصل یعنی همان کوچ کردن از خود به سوی خدا این درحالی است ک بسیاری از سالکان خیال میکنند با وجود بودن

برچسب: نویسنده: سارا خوشنام تاريخ: شنبه 16 بهمن 1395 ساعت: 8:03

به نام خالق هستی من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...تمام مشکلات ما به همین کلمه برمیگردد...این من یعنی همان نفس...و چه زیرک و پدرسوخته ای است این نفس که چنان خودرا بین اصل وجودمان جا کرده که ما او را من می نگریم و اورا همان خود واقعی میدانیم...بیخود نیست که پیامبر فرمود دشمن ترین دشمن تو همان نفس توست..به تظرتون اگر این نفس و خود تخیلی وجود نداشت شیطان را چاره ای بود؟؟!!! مثل این است که بگوییم راننده بدون اتومبیل..آیا راننده بدون اتومبیل معنی میدهد آیا اگر اتومبیلی نبود چیزی به نام راننده وجود داشت؟!!!!! عین همین مثال اگر نفس تخیلی نبود چیزی ب نام وسوسه های شیطان وجود نداشت...نفس و شیطان دو دوست جدایی ناپذیرند..این درحالی است که اگر انسان فریب شیطان را خورد نفس تشکر و سپاسگزاری عجیبی نسبت به دوست خود شیطان دارد و باهم خود را برای پروژه ی بزرگتری آماده میکنند و نقشه می چینند...بیچاره عقل اگر تسلیم این دو دشمن شود...عقل اگر عقل باشد میفهمد که توان مقابله با این دو را ندارد...لذا خود را در پناه

برچسب: نویسنده: سارا خوشنام تاريخ: شنبه 16 بهمن 1395 ساعت: 8:03

به نام خالق هستی. مکروهات و مستحبات قیام، رکوع، تشهد، سلام مواردی که انجام آن در رکوع، بر نمازگزار مکروه است، عبارت است از: 1. چسباندن دستها هنگام رکوع، به دو پهلوى خود. 2. به زیر افکندن سر، طوریکه سر و گردن موازى پشت نباشد. 3. [رعایت نکردن حال مأمومین در طولانی کردن رکوع و اینکه] امام جماعت ذکر رکوع را بیش از سه بار بگوید. 4. در هنگام رکوع دستها را مابین زانوها قرار دادن. 5. در حال رکوع، بلکه در تمام احوال نماز، گذاشتن دستها در زیر همه لباسها. سوال: در حال تشهد و سلام انجام چه کارهایی مستحب است؟ رعایت موارد ذیل، در تشهد و سلام نماز، مستحب است: 1. به حال تورّک نشستن؛ یعنی نمازگزار، بر ران چپ بنشیند و روى پاى راست را بر کف پاى چپ بگذارد. 2. قبل از تشهد بگوید: «الْحَمْدُ لِلّه» یا بگوید: «بِسْمِ اللّٰهِ وَباللّٰهِ والْحَمْدُ لِلّٰهِ وَخَیرُ الْأَسْمٰاءِ لِلّٰهِ». 3. دستها را بر رانها بگذارد و انگشتان را به یکدیگر بچسباند و روی پاهای خود نگاه کند. 4. پس از اتمام تشهد، بگوید: وَتَقَبَّلْ شَفٰاعَتَهُ فى أُمَّتِه وَارْفَعْ دَرَجَتَهُ. 5. زن نمازگزار، رانهاى خود را به هم بچ

برچسب: نویسنده: سارا خوشنام تاريخ: شنبه 16 بهمن 1395 ساعت: 8:03

صفحه بندی